وقتی یک اتم گازی الکترون می‌گیرد، انرژی سامانه می‌تواند تغییر کند. این تغییر انرژی را با مفهوم «الکترون‌خواهی» بررسی می‌کنیم؛ مفهومی که در مقایسه رفتار نافلزها، تشکیل آنیون و تحلیل روندهای جدول تناوبی کاربرد دارد. شباهت نام آن با الکترونگاتیوی و قرارگرفتنش کنار انرژی یونش، منشأ چند خطای رایج است: الکترون‌خواهی به یک فرایند واقعی برای اتم گازی منفرد مربوط است، الکترونگاتیوی کشش نسبی الکترون در پیوند را توصیف می‌کند و انرژی یونش درباره جداکردن الکترون است. در این مقاله تعریف دقیق، قراردادهای علامت، منطق روند تناوبی و استثناهای مهم را بررسی می‌کنیم و با مثال و تمرین، روش مقایسه اتم‌ها را می‌سازیم.

۰1

الکترون‌خواهی تغییر انرژی هنگام گرفتن الکترون است

فرایند پایه را برای یک اتم خنثی گازی به صورت X(g) + e⁻ → X⁻(g) می‌نویسیم. قید گازی مهم است، زیرا می‌خواهیم اثر افزودن الکترون به خود اتم را جدا از انرژی شبکه بلور، حلال‌پوشی یون و نیروهای میان ذره‌ای بررسی کنیم. فرآورده یک آنیون گازی با یک بار منفی است.

اگر با ورود الکترون، آنیون حاصل نسبت به اتم و الکترون جدا از هم کم‌انرژی‌تر باشد، انرژی آزاد می‌شود و فرایند گرماده است. این وضعیت برای بسیاری از نافلزها رخ می‌دهد، اما گرفتن الکترون برای همه اتم‌ها به یک اندازه مطلوب نیست. آرایش الکترونی، اندازه اتم، جاذبه هسته و دافعه میان الکترون‌ها همگی بر نتیجه اثر دارند.

  • گونه آغازین در تعریف، اتم خنثی گازی است
  • در الکترون‌خواهی اول فقط یک الکترون افزوده می‌شود
  • فرآورده X⁻ نیز در حالت گازی نوشته می‌شود
  • انرژی آزادشده یا جذب‌شده را از بار یون جدا کن
۰2

پیش از مقایسه عددها، قرارداد علامت را مشخص کن

در بیان ترمودینامیکی، تغییر آنتالپی واکنش X(g) + e⁻ → X⁻(g) را گزارش می‌کنند. اگر گرفتن الکترون گرماده باشد، ΔH منفی است؛ برای نمونه ΔH = −300 kJ·mol⁻¹ یعنی به ازای تشکیل یک مول آنیون گازی، 300 kJ انرژی آزاد شده است.

در بعضی جدول‌ها «الکترون‌خواهی» را به صورت مقدار انرژی آزادشده می‌نویسند؛ در همان مثال عدد +300 kJ·mol⁻¹ دیده می‌شود. بنابراین بزرگ‌تر بودن عدد بدون خواندن عنوان جدول و قرارداد علامت معنای قطعی ندارد. اگر داده‌ها ΔH باشند، مقدار منفی‌تر معمولاً فرایند گرماده‌تر را نشان می‌دهد؛ اگر قدر مطلق انرژی آزادشده گزارش شود، عدد مثبت بزرگ‌تر همین معنا را دارد.

  • ΔH گرماده با علامت منفی نوشته می‌شود
  • مقدار انرژی آزادشده ممکن است به صورت عدد مثبت گزارش شود
  • علامت و عنوان ستون جدول را پیش از رتبه‌بندی بخوان
  • در پاسخ، قرارداد مورد استفاده را یک جمله بنویس
۰3

جاذبه هسته و دافعه الکترونی با هم رقابت می‌کنند

الکترون تازه‌وارد از هسته مثبت جاذبه می‌گیرد، اما الکترون‌های موجود آن را دفع می‌کنند و بخشی از بار هسته را می‌پوشانند. هرچه الکترون افزوده‌شده بتواند در فاصله مناسب‌تری از هسته و در فضای کم‌ازدحام‌تری قرار گیرد، تشکیل آنیون معمولاً مطلوب‌تر است.

در یک دوره، افزایش بار مؤثر هسته در بسیاری از عنصرها گرفتن الکترون را آسان‌تر می‌کند. در یک گروه، افزایش تعداد لایه‌ها فاصله الکترون تازه از هسته و اثر پوششی را بیشتر می‌کند. بااین‌حال این دو فلش فقط الگوی کلی‌اند؛ نوع زیرلایه و میزان پربودن آن می‌تواند ترتیب ساده را تغییر دهد. پس جایگاه جدول نقطه آغاز تحلیل است، نه جانشین آرایش الکترونی.

  • جاذبه هسته ورود الکترون را مساعد می‌کند
  • پوششی و دافعه الکترونی اثر مخالف دارند
  • در یک دوره معمولاً تمایل به گرفتن الکترون بیشتر می‌شود
  • در یک گروه، بزرگ‌شدن اتم معمولاً جاذبه بر الکترون تازه را کم می‌کند
۰4

آرایش پایدار زیرلایه‌ها استثناهای روند را توضیح می‌دهد

عنصرهای گروه ۱۸ لایه ظرفیت کامل دارند. افزودن الکترون بعدی آن را وارد تراز بالاتری می‌کند و معمولاً فرایندی نامطلوب و انرژی‌گیر است. در گروه ۲ نیز زیرلایه s پر است و الکترون تازه باید وارد زیرلایه p شود. اتم‌های گروه ۱۵ آرایش p نیمه‌پر دارند و ورود الکترون، جفت‌شدن و افزایش دافعه در یکی از اوربیتال‌ها را ضروری می‌کند؛ به همین علت رفتارشان از روند ساده فاصله می‌گیرد.

هالوژن‌ها با گرفتن یک الکترون به آرایش لایه ظرفیت کامل نزدیک می‌شوند و الکترون‌خواهی نخست آن‌ها معمولاً بسیار گرماده است. بااین‌حال حتی در این گروه نیز اندازه کوچک همیشه به معنی آزادشدن انرژی بیشتر نیست: فشردگی زیرلایه 2p در فلوئور دافعه بیشتری برای الکترون تازه ایجاد می‌کند و مقدار انرژی آزادشده برای کلر اندکی بیشتر از فلوئور است. این نمونه نشان می‌دهد که بار هسته و فضای در دسترس باید هم‌زمان بررسی شوند.

  • گروه ۱۸: لایه ظرفیت پر و گرفتن الکترون نامطلوب
  • گروه ۲: ورود الکترون تازه به زیرلایه بالاتر
  • گروه ۱۵: اثر پایداری نسبی آرایش نیمه‌پر
  • در هالوژن‌ها، کلر از نظر انرژی آزادشده اندکی بالاتر از فلوئور است
۰5

الکترون‌خواهی دوم معمولاً با اول رفتار متفاوتی دارد

الکترون‌خواهی دوم را می‌توان برای فرایند X⁻(g) + e⁻ → X²⁻(g) تعریف کرد. این بار الکترون منفی به گونه‌ای وارد می‌شود که از پیش بار منفی دارد؛ بنابراین باید بر دافعه الکتریکی غلبه شود. در نتیجه این گام برای اتم‌های منفرد گازی معمولاً انرژی‌گیر است، حتی اگر الکترون‌خواهی اول گرماده باشد.

وجود یون‌هایی مانند O²⁻ در جامد یونی با این نکته تناقض ندارد. تشکیل شبکه بلوری میان کاتیون‌ها و آنیون‌ها انرژی زیادی آزاد می‌کند و می‌تواند هزینه گام دوم را در کل فرایند جبران کند. پس پایداری یک یون در بلور را نباید فقط از یک مرحله گازی نتیجه گرفت؛ چرخه کامل انرژی اهمیت دارد.

  • گام دوم از آنیون X⁻ آغاز می‌شود
  • دافعه بار منفی، افزودن الکترون دوم را دشوار می‌کند
  • الکترون‌خواهی دوم معمولاً انرژی‌گیر است
  • انرژی شبکه می‌تواند تشکیل یون چندبار منفی در جامد را مساعد کند
۰6

الکترون‌خواهی، الکترونگاتیوی و انرژی یونش را جدا نگه دار

انرژی یونش برای فرایند X(g) → X⁺(g) + e⁻ تعریف می‌شود و انرژی لازم برای جداکردن الکترون را می‌سنجد. جهت جابه‌جایی الکترون در آن برعکس الکترون‌خواهی است. هر دو کمیت به گونه گازی منفرد و تغییر انرژی یک فرایند مربوط‌اند و معمولاً با واحد kJ·mol⁻¹ بیان می‌شوند.

الکترونگاتیوی توانایی نسبی یک اتمِ پیوندی برای کشیدن الکترون‌های پیوند به سوی خود است. این کمیت به محیط پیوندی وابسته و در مقیاس‌های رایج بی‌واحد است؛ برای یک اتم گازی جدا واکنش مستقلی مانند الکترون‌خواهی نمی‌نویسیم. پس جمله «کلر در یک پیوند الکترونگاتیوتر است» با جمله «اتم کلر گازی هنگام گرفتن الکترون انرژی آزاد می‌کند» دو مشاهده مرتبط اما یکسان نیستند.

  • انرژی یونش: جداکردن الکترون از گونه گازی
  • الکترون‌خواهی: افزودن الکترون به گونه گازی
  • الکترونگاتیوی: کشش نسبی الکترون در پیوند
  • برای هر کمیت، گونه آغازین و واحد را کنترل کن
۰7

مثال حل‌شده: جدول با دو قرارداد را درست بخوان

برای سه اتم فرضی A، B و C، تغییر آنتالپی گرفتن الکترون به‌ترتیب −60، −340 و +25 kJ·mol⁻¹ داده شده است. چون جدول ΔH را گزارش کرده، فرایند B با مقدار منفی‌تر بیشترین انرژی را آزاد می‌کند. A نیز الکترون را با آزادشدن انرژی می‌گیرد، اما فرایند C انرژی‌گیر است.

اگر همان اطلاعات در ستونی با عنوان «انرژی آزادشده» نوشته شود، مقادیر A و B به‌ترتیب 60 و 340 kJ·mol⁻¹ خواهند بود و برای C نمی‌توان 25 را انرژی آزادشده نامید؛ در آن فرایند 25 kJ·mol⁻¹ انرژی جذب می‌شود. بنابراین پاسخ درست فقط مرتب‌کردن قدر مطلق عددها نیست. باید نخست نوع کمیت را تشخیص دهیم و سپس B را مساعدترین اتم برای گرفتن الکترون در میان این سه داده معرفی کنیم.

۰8

تمرین روشن و نکات کلیدی

تمرین: برای اتم فرضی Y داریم ΔH₁ = −280 kJ·mol⁻¹ برای Y(g) + e⁻ → Y⁻(g) و ΔH₂ = +720 kJ·mol⁻¹ برای Y⁻(g) + e⁻ → Y²⁻(g). تغییر آنتالپی تبدیل Y(g) + 2e⁻ → Y²⁻(g) چقدر است؟ دو گام را جمع می‌کنیم: ΔH کل = −280 + 720 = +440 kJ·mol⁻¹؛ پس افزودن دو الکترون به اتم گازی در مجموع انرژی‌گیر است.

برای حل هر سؤال ابتدا معادله هر گام را بنویس، حالت گازی و بار ذره را کنترل کن و مشخص کن داده ΔH است یا اندازه انرژی آزادشده. سپس روند کلی جدول را با آرایش زیرلایه‌ای بسنج و استثناها را از روی پربودن، نیمه‌پربودن و ازدحام الکترونی توضیح بده. در مقایسه عددی نیز علامت را پیش از قدر مطلق بررسی کن.

  • معادله گرفتن الکترون را پیش از تفسیر بنویس
  • قرارداد علامت جدول را صریح مشخص کن
  • روند تناوبی را مطلق و بدون استثنا فرض نکن
  • برای گام‌های متوالی، آنتالپی‌ها را با علامت جمع کن
  • تشکیل آنیون گازی را با تشکیل جامد یونی یکی ندان
  • الکترون‌خواهی را با الکترونگاتیوی و انرژی یونش جابه‌جا نکن
خلاصه آزمایش

الکترون‌خواهی نخست را با فرایند X(g) + e⁻ → X⁻(g) تحلیل کن. اگر تغییر آنتالپی منفی باشد، گرفتن الکترون گرماده است؛ اما بعضی جدول‌ها اندازه انرژی آزادشده را با عدد مثبت می‌نویسند، پس قرارداد علامت را همیشه بخوان. برای پیش‌بینی روند، جاذبه مؤثر هسته را در کنار اندازه اتم، پوششی، دافعه و آرایش زیرلایه‌ای قرار بده؛ به همین دلیل گروه‌های ۲، ۱۵ و ۱۸ و نیز مقایسه فلوئور و کلر با یک فلش ساده توضیح داده نمی‌شوند. انرژی یونش جداکردن الکترون و الکترونگاتیوی کشش الکترون در پیوند است. در مسائل چندمرحله‌ای، بار گونه هر گام را بنویس و ΔHها را با علامت جمع کن.

یادداشت منبع

مبنای آموزش، مفاهیم کتاب درسی است. برای جزئیات منابع و مقررات هر سال، دفترچه و اطلاعیه رسمی سازمان سنجش را بررسی کن.